امروز در شرایطی شاهد نوسان قیمت ارز و طلا و سکه در بازارها هستیم که نظرها کمتر به کالای حیاتی همانند آب معطوف است، این در حالی است که اگر قرار بر حسابداری آب در کشور و کشف ارزش تتمه باقیمانده منابع آبی در ایران باشیم، پر ارزشتر از این کالا شاید کالای دیگری در ایران یافت نشود. عادت کردهایم هر کالایی که قیمتش پایین باشد، چندان برایش ارزش قائل نشویم به طور نمونه اگر بهای دلار و سکه و طلا مثلاً ۱۰ هزار تومان بود، خیلی برایش ارزش قائل نبودیم، اما امروز که ارزش سکه به مرز ۳ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان رسیده است و بهای دلار در محدوده ۱۰ هزار تومان قرار دارد، از نظر عموم مردم جامعه آنقدر ارزش دارد که هر روز بخشی از نقدینگی به این بازارها ورود میکند.
اما تکلیف رفتار مصرفی سیاستگذار، مصرفکننده صنعتی، تجاری، کشاورزی، خانگی با آب مایه حیات چه میشود؟ برای اینکه از منابع آبی کشور درست صیانت شود باید چه کرد؟ آیا برای اینکه از منابع درست صیانت شود باید از طریق حسابداری و کشف ارزش منابع قیمت گرانی برای آب تعیین شود یا اینکه باید برای مصرف آب در هر بخش اعم از کشاورزی، صنعتی، تجاری و خانگی حجم مبنا و دامنه نوسانی مصرف و قیمتی تعریف شود؟
امروز بیش از آنکه به پشتوانه حیات ملی کشور یعنی آب توجه شود، همه توجهات به بازار ارز و سکه و طلا است در صورتی که اگر آب نباشد، حیاتی هم وجود نخواهد داشت و به سرعت بسیاری از فاکتورها و متغیرهای اقتصادی و اجتماعی به هم میریزد. از این رو به نظر میرسد باید در حوزه سیاستگذاری آب یک انقلاب بزرگ صورت بگیرد.
وزارت کشاورزی با آب مملکت چه میکند؟
جای تأسف و تأثر است که از طرفی میگوییم بیش از ۹۰ درصد آب مصرفی کشور در حوزه کشاورزی مصرف میشود و از طرف دیگر نیز در حوزه غذا وابستگیهای جدی به خارج از کشور داریم و در این میان از صادرات غیر نفتی مواد غذایی و کشاورزی که با آب بسیار ارزان و مفت تولید شده است نیز خرسند هستیم و فکر میکنیم کالا صادر میکنیم در صورتی که در حال صادرکردن آب و انرژی مفت هستیم.
نقل و انتقال بنگاههای آب بر به مکان مناسب
از سوی دیگر به دلیل بیتوجهی به مقوله آمایش سرزمین، بنگاهها و کارخانههایی را عموماً به دلیل فشار و لابی افراد صاحب نفوذی، چون نمایندگان مجلس و استاندار و شورای شهر در برخی از نقاط جغرافیایی ایران تأسیس کردیم که سرانه آب این منطقه جغرافیایی به دلیل بیتوجهی به مقوله آمایش سرزمین در تأسیس کارخانه آب بر به شدت کاهش یافته است و باید مقوله تعطیلی و انتقال بسیاری از کارخانجات به مکانی مناسبتر در کشور مورد پذیرش قرار گیرد.
صادرات کالای آببر و انرژی بر سوبسیدی افتخار ندارد
جالب آنکه صرفاً به صادرات کالای غیر نفتی اکتفا میکنیم و پز چنین صادراتی را هم با تیترهای درشت میدهیم، در حالی که نگاه نمیکنیم برای تولید این محصولات چقدر آب و برق و انرژی ارزان سوبسیدی و یارانهای هزینه شدهاست و با تکیه بر آماری کلی روی تولید و صادرات کالا کلی بنگاه پز میدهیم که ارز به کشور میآوریم غافل از اینکه بسیاری از بنگاههای آب بر در کشور آب مایه حیات و زیستبوم بخشی از منطقه جغرافیایی را به شدت به خطر انداختهاند و در برابر انتقال به مکانهای مناسبتر جهت فعالیت مقاومت جاهلانه نیز میکنند.
آمارهای حوزه آب ایران درست محاسبه و انعکاس یابد
از سوی دیگر باید یک مرجع عالی در رابطه با منابع آبی کشور و آمارها ورود جدی داشته باشد، کافی است آمار منابع آبی تجدیدپذیر یا میزان بارش و تبخیر به هر دلیلی به اشتباه اعلام شود، در این شرایط به طور کل سیاستگذار و تصمیمگیر به اشتباه میافتند و آب و منابع ملی را مفت مسلم به باد میدهیم و به دلیل مشکلات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی صرف اموری میکنیم که غیر منطقی است.
امروز آمار آب تجدیدپذیر مورد تشکیک و اختلاف است؛ آماری که تا چند سال پیش در حدود ۱۲۰ میلیارد متر مکعب اعلام میشد، امروز حدود ۷۰ و ۸۰ میلیارد متر مکعب اعلام میشود و اصلاً درست مشخص نیست چقدر منابع آب در کشور داریم و وضعیت زمانی خطرناک میشود که گویا آمار مصرف کنونی آب در ایران حدود ۹۰ تا ۱۰۰ میلیارد متر مکعب اعلام میشود که در حدود ۹۰ درصد آن گویا فقط در حوزه کشاورزی مصرف میشود، این در حالی است که بر اساس نرم جهانی ایران باید مصرف آبی خود را تا حد ۴۰ تا ۵۰ میلیارد متر مکعب در مصرف آب کاهش دهد.
در مجموع با این اوضاع آماری اصلاً علائم مشخصی وجود ندارد که بدانیم در بخش آب، ایران دقیقاً در چه نقطهای قرار گرفته است و باید چه کند، شاید در این حوزه مدتهاست که خطوط قرمز را رد کردهایم و امروز از آن بیخبر هستیم و باید امروز در حوزه آب طرح ملی پیاده شود تا جنگ اقتصادی که امروز علیه ایران طراحی شده است سر از حوزه آب ایران در نیارد. در پایان باید بدانیم که آب مایه حیات است و آنقدر ارزش دارد که همانند طلا و سکه و ارز کمی برای فهم ارزش این کالا در حوزه سیاستگذاری، قیمتگذاری، مصرف و فرهنگسازی زمان بگذاریم به ویژه آنکه آیندگان رفتار امروز ما را در این حوزه مورد قضاوت قرار خواهند داد.